برچسب:
نویسنده: رویا شاکری
برچسب:
نویسنده: رویا شاکری
برچسب:
نویسنده: رویا شاکری
برچسب:
نویسنده: رویا شاکری
یه دوستی دارم کرمانشاهیه. چندین ساله رفته کرمانشاه و از اونحایی که من توی پیام دادن و حال و احوال کردن از دوستام خیلی کم لطفی میکنم و میدونم که اخلاق خیلی بدیه چندسالی میشه که ازش خبر ندارم.. چند روزه که دارم خودمو میکشم شمارشو پیدا کنم ولی هیچ نشونی ازش ندارم. فقط یه شماره قدیمی داشتم که گویا واگذار شده ..
دلم اروم نیس برای مردم کرمانشاه.. دلم اروم نیست برای دوست قدیمیم.. خدا صبر بده به همه
برچسب:
نویسنده: رویا شاکری
برچسب:
نویسنده: رویا شاکری
برچسب:
نویسنده: رویا شاکری
یکی از مهمترین دستاوردهای من تو این دانشگاه ارائه تو جمع بود. یادمه اولین ارائه انقد استرس داشتم که صدام شبیه خروسک گرفته ها شده بود و دستام میلرزید. بعد دیروز که ارائه داشتم و خیلی هم اماده نبودم خیلی با اعتماد به نفس رفتم و بودن هیچکس برام مهم نبود حتی استاد..
شاید به نظر مهم نیاد ولی این یکی از ترسهایی بود که من خیلی تلاش کردم تا بتونم بالاخره از پسش برام. یه جورایی برای خوذم موفقیته
برچسب:
نویسنده: رویا شاکری
برچسب:
نویسنده: رویا شاکری
برچسب:
نویسنده: رویا شاکری
من خیلی کم در مورد خودم و او با کسی حرف میزنم، یعنی هردوی ما این اخلاق رو داریم که تو مشکلات و حتی شادی هامون خودمون دوتا شریک باشیم. همیشه خیلی ها ما رو دیدن و به نظرشون ایده آل اومدیم و بدون اختلاف عقیده به نظر میرسیم. ولی حقیقت اینه که اتفاقا ما هم مشکلات داشتیم..مثلا: او در یک سیستم مردسالارانه بزرگ شده و با چارچوب های خاص که به همین قضیه مربوط میشه و من در خانواده ای کاملا ریلکس که خانومها ت
برچسب: تابستان,
نویسنده: رویا شاکری
برچسب: بیماران,
نویسنده: رویا شاکری
برچسب:
نویسنده: رویا شاکری